آفرينش انسان از منظر امام علي (ع)
آفرينش انسان از منظر امام علي (ع)
تهيه كننده : صديقه چمنآرا
پس آنگاه خداوند با عظمت خاكي را فراهم كرد از جاي سنگلاخ زمين و جاي هموار آن و جايي كه مستعد براي كشت و زرع بود و جاي شورهزار و براي آن خاك آب ريخت تا پاك و خالص شد و آن را با آب در هم آميخت تا چسبناك شد. آنگاه از آن خاك آميخته شده صورتي پديد آورد با اندامهاي بايسته و عضوهاي جدا و به يكديگر پيوسته. آن را جمودت داد تا از يكديگر جدا نشود و محكم و نرم قرار داد تا گل خشك شد و آن را زماني نگهداشت تا سخت شد. سپس از دم خود بر آن دميد تا به صورت انساني درآمد. داراي قواي مدركه كه آن در آن معقولات را بكار مياندازد و فكرهايي كه در كارها تصرف مينمايد و اعضايي كه در اختيار و قدرت اوست و با دانشي كه به وسيله آن حق را از باطل جدا مينمايد و مزهها و بوها و رنگها و ديگر چيزها را ميتواند بشناسد. خداوند طينت او را بر رنگهاي گوناگون آميخته كرد( هر جزئي از اجزاي او برطبق حكمت داراي رنگي شد مانند سفيدي استخواني و سرخي خون و سياهي مو).
او را آميخته با طبيعتهاي متضاد و سركش و آميزههاي با هم ناخوش و گرم و سرد در هم آميخته آفريد. ( مانند گرمي صفراء و و سردي بلغم و تري خون و خشكي سوداء و حالتي چون اندوه و خوشحالي و خواب و بيداري و سيري و گرسنگي). آنگاه خداوند سبحان از فرشتگان خواست آنچه را برعهده دارند ادا كنند و عهدي را كه پذيرفتهاند وفا كنند و حاضر شوند براي سجده به آدم و فروتني مقابل عظمت بزرگي او « اُسْجُدُو، لِادَمَ فَسَجَدُو اِلا ِابْليس» فرمود : آدم را سجده كنيد اي فرشتگان ! فرشتگان به سجده افتادند جز شيطان. چرا كه شيطان ديدۀ معرفتش از رشك تيره شد و غرور نخوت او را فرا گرفت و بدبختي بر او چيره شد. از جهت اينكه از آتش آفريده شده بود خود را بزرگ دانست و آدم را كه از خاك خلق شده بود خوار و كوچك شمرد. پس خداوند او را مهلت داد كه خشم را سزاوار بود. و فرمود : همانا تو از واپس افكندگاني كه تا رسيدن رستاخيز بماني.
آنگاه خداوند آدم را در خانهاي جاي داد كه وسايل عيش و آزاديش فراهم و جايگاهي ايمن با زندگي فراخ و پر نعمت بود. و او را از شيطان ترسانيد كه دشمني لعين بود. اما شيطان، دشمني كه تحمل نداشت ببيند آدم با نيكوكاران بسر ببرد، كوشيد او را از راه بدر ببرد پس او را فريفت به صورتي كه يقين را به گمان فروخت و به شك و ترديد گرائيد و فريب خورد و پشيماني كشيد. اما خداوند درِ توبه را به روي اوگشود و كلمۀ رحمت را بر زبان او جاري ساخت تا به آن خداوند را بخواند تا توبهاش مورد قبول واقع شود. و وعده داد كه دوباره به بهشت باز گردد و او را بدين سراي فرود آورد كه خانه رنج و امتحان و زادن فرزندان است.
و خداوند از فرزندان آدم پيامبراني گزيد و از آنان به زبان وحي پيمان گرفت كه امانت او را نگهدارند و حكم خدا را به ديگران برسانند و اين پيمان گرفتن وقتي بود كه بيشتر آفريدگان از فطرت خويش دور شدند و عهد خود را شكستند و حق را نشناختند و برابر خداوند خداياني ساختند و شريكاني قرار دادند. و شيطان آنها را از خدا پرستي به گمراهي كشيد و پيوندشان را با پرستش خداي بريد.
پس رسولاني را در ميانشان گمارد و آنها را پياپي فرستاد تا از آنها بخواهند كه عهد و پيمان فطرت را بگزارند و نعمتي را كه فراموش كردهاند به يادشان بياورند و با رساندن حكم خدا جاي عذري برايشان نگذارند. از راه تبليغ با آنان گفتوگو كنند و عقلهاي آنها را بكار اندازند و آيات را به آنها نشان دهند. اين آيات آسماني است افراشته بالاي سرشان و زميني گسترده زير پايشان و آنچه بدان زندهاند و مرگي كه آنها را ميميراند و بيماريهاي پير كننده و بلاهاي پياپي رسنده است.
هيچگاه خداوند بندگانش را محروم نكرده از پيامبران و كتب آسماني در دسترس و حجت و نشان دهنده راه راست.
هرچند پيامبران اندك بودند و مخالفان بسياري كه در دام شيطان گرفتار بودند. اما اين پيامبران در كار خود در نماندند و دعوت حق را به مردم رساندند اين پيامبران از پيش نام پيامبر آينده به آنها گفته شده و يا پيامبر پيشين نام آنها را به مردم گفته است.
اينچنين زمان گذشت و روزگار سپري شد. پدران رفتند و پسران جاي آنها را گرفتند. تا آنكه خداوند سبحان حضرت محمد(ص) را پيامبري داد تا دور رسالت به پايان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند.
پس علامت و نشانههاي او شهرت يافت و موقع ولادتش گرامي و پسنديده بود و مردم در آن زمان داراي مذاهب گوناگون بودند كه هر دسته به كيشي گردن نهاده بودند و هر گروه، پي خواهشي افتاده و در پي آييني ايستاده يا خدا را همانند آفريدگان دانسته و يا صفتي كه سزاي خداوند نيست را به او بسته و به بتي پيوسته و از خدا گسسته بودند.
آنگاه خداوند به وسيله حضرت محمد (ص) مردم را از گمراهي به رستگاري كشاند و از تاريكي ناداني رهانيد. خداوند ديدار خود را براي محمد(ص) برگزيد و مقام و منزلتي را كه براي احدي متصور نيست براي او پسنديد و ميلش را از دنيا به جانب خود متوجه گردانيد و از اين جهان رهانيد. او را نزد خود برد تا در فردوس اعلي نشيند كه درود خداوند بر او و آلش باد. پيامبر ميراثي كه را پيامبران سَلَف در ميان امت خود گذاشتند براي شما گذاشت. زيرا آنان امت خويش را وانگذارند مگر با نشان دادن راهي روشن و نشانهاي معين.