ورود به مسائل شهری؛ حق همۀ شهروندان یا انحصاری در اختیار متخصصان امور شهری؟

یدالله جایدری
️با سپاس از مخاطبین ارجمندی که پیرامون یاداشت‌های پیشین مرا به این تذکر توجه دادند.
️پرسش قابل اعتنایی است که، وقتی بی‌توجهی به فرهنگ شهروندی را می‌بینیم، هدر‌رفت سرمایۀ اجتماعی حاصل از بی‌تدبیری را به نظاره‌ می‌نشینیم، پیاده‌روهای اشغال شده و آپارتمان‌های غیر مجاز را مشاهده می‌‌کنیم، وقتی از خیابان‌های پر از دست انداز می‌گذریم، وقتی سطل‌های سرریز زباله را می‌بینیم که بوی تعفن آنها راه را بر نفس می‌بندد، وقتی کودکان مجبورند در پارک‌های رنگ و رو رفته و وسایل ناایمن شکستۀ «شهربازی» روزگار را بگذرانند، چون «متخصص شهرسازی نیستیم» آیا باید سکوت اختیار کنیم؟
آیا درد زیستن در شهری ناکارآمد، تنها به کارشناسان رسمی اختصاص دارد و دیگر شهروندان را نمی‌آزارد؟!
اگر چنین است پس حق شهروندی و تجارب زیسته و نقش گفت‌وگوی عمومی در توسعۀ شهری که ظاهراً اموری پذیرفته شده در حوزۀ تخصصی شهر هستند، چه می‌شود؟
️حق شهروندی یعنی دیدن، نقد کردن و مطالبه نمودن!
شهروند، وقتی مالیات می‌پردازد،از فضای عمومی استفاده می‌کند و آسیب‌های مدیریت نادرست را تحمل می‌نماید، نه تنها حق، بلکه وظیفه دارد که بگوید چه می‌بیند و می‌کٍشد!
این نگاه که «شما تخصص ندارید، پس سکوت کنید!» دقیقاً همان ذهنیتی است که شهرها را در تصرف و تسخیرانحصار گروهی خاص قرار داده و فساد و بی‌تدبیری را دایماً دامن می‌زند.
آیا فهم این مطلب که سد معبر نقض مصرح حقوق مردم است، نیازمند تحصیل و اخذ مدرک در رشته‌ای خاص در حوزۀ شهرسازی و امور شهری است؟!
آیا تبدیل فضای سبز به آپارتمان نقض حقوق عامه نیست؟
متخصصان شهری با داده‌های کمی
-آمار و ارقام و استانداردهای مبلمان شهری‌-کار می‌کنند، اما رنج روزمرۀ ما شهروندان، در میان صفحات این گزارش‌ها گم است.
️وقتی نوشته و گفته می‌شود که بی‌توجهی به فرهنگ مردم در احداث پارک و قبرستان و مسکن ملی و سازه‌های ناتمام شهرداری، محصول بلااثری دستگاه‌های حاکمیتی در عمل به قوانین شهری است،این یک مشاهده و بیان بی‌ربط شخصی یک فرد آماتور نیست، بلکه شاخصی کیفی از شکست سیستم حکمرانی شهری است.
نقد و نظر من به عنوان یک شهروند فرهنگی، واجد و حائز حداقل دو اثر است:
نخست؛تلنگر به مسئولان!
دوم؛ بیدارباش متخصصان متعهد!
اگر نگاه و نظرها اشکال و ایراد فنی دارند، متخصصان موظفند نه با تحقیر و نگاه «خویشتن همه دانا‌پنداری»، بلکه با ارائۀ راهکارهای دقیق‌تر واکنش نشان دهند. سکوت آنان در برابر نقدهای عمومی، یعنی پذیرش وضع موجود.
شهر موجودی زنده است و حیات آن نیازمند تکاپو و گفتگوی همگانی است.
شهر محل زندگی است و زندگی با شنیدن، دیدن و گفتن استمرار می‌یابد.
شهر با نهضت و طرح ضربتی زنده نمی ماند، حکمرانی شهری یعنی داشتن برنامۀ مستمر هوشمندانه و روزآمد.
️شهر جایی نیست که فقط مهندسان و برنامه‌ریزان دربارۀ آن به دلخواه تصمیم بگیرند. شهر خانه مشترک همۀ ماست و هر کس که در آن زندگی می‌کند، حق دارد از پنجرۀ تجربۀ خود به آن بنگرد و ترسیم و توصیفش کند.
به جای گفتن « تو چه تخصصی داری؟» بهتر است خلع نعلین منیت کرد و در پی راه‌های چاره رفت.
این آغاز حکمرانی شهری مبتنی بر مشارکت مردم است. منِ شهروند، با قلمم می‌کوشم این گفتگو را زنده نگه دارم، هم برای توجه مسئولان و هم برای تحریک ذهنهای متخصص.
اگر این نقدها را نخواهیم، پس شهروندی فعال را تکلیف چه خواهد شد؟