سیره وفاقیِ امام موسی صدر

 عبدالرحیم اباذری

امام موسی صدر، اسرائیل را به حق «شرمطلق » معرفی می کرد ، اما غلبه بر آن را مبتنی بر وفاق ملی، تعامل کشورها و گروه های سیاسی داخل جهان اسلام می دانست، به همین سبب اهل وفاق و تعامل بود و او در عمل منادی و بنیانگذار این فرهنگ اصیل اسلامی و انسانی در منطقه شد؛ آقای صدر این مهم را در سطح توده مردم ، مسئولان سیاسی ، سران عشایر و قبائل دنبال می کرد؛ ضمن تکیه بر جایگاه عمیق مردمی خویش در لبنان ، با سران کشورهای اسلامی، اعم از پادشاهان و رؤسای جمهور رابطه تنگاتنگ و مثبت داشت و با این تعامل در جهت پویائی و نشر فرهنگ اسلامی عموماً و هویت بخشیدن به شیعیان و مذهب تشیع خصوصاً تلاش و کوشش فراوان کرد.
صدر از یک سو با سلاطین، شیوخ و رؤسای جمهور کشورهای اسلامی مانند: ایران ، مصر ، اردن ، عربستان ، لبنان ، سوریه ، کوبا ارتباط داشت و همه آنها از ایشان تکریم می کردند و تحت تأثیر افکار و اندیشه ها و سلوک او می شدند ، درهمین حال وی با توده مردم در ارتباط مستمر بود وقتی به جنوب و شمال لبنان و شهرهای صور ، صیدا ، طرابلس و غیره می رفت در آغوش انبوه جمعیت خروشان جای می گرفت ؛ از سران عشائر، قبائل و روحانیون ِ قشری مسلک شیعه ، سنی و مسیحی گرفته تا جوانان تند و مذهبی جنبش امل و دانشجویان نیمه عریان دختر و پسر مسیحی و مسلمان ، همه را با زبان خودشان در راستای اهداف و آرمان های اصلاح گرایانه خویش هدایت و مدیریت می کرد.
در لبنان علاوه بر شیعه ، سنی و دروزی ها که مسلمان بودند ، مسیحیان مارونی ، کاتولیک ، پروتستان ، ارتدوکس و ارمنی های سریانی و غیره وجود داشتند ، علاوه چندین احزاب و گروه های سیاسی چپ ( وابسته به شوروی ) و راست ( وابسته به آمریکا ) مرتب جولان می دادند ، چپی ها او را آمریکایی معرفی می کردند و راستی ها نیز می گفتند صدر وابسته به شوروی است ، دردناک تر از همه بعضی علمای تنگ نظر و خوش انصاف! هم وقتی در مقابل منطق و گفتمان او کم می آوردند ، حسودانه می گفتند وی عامل و جاسوس شاه ایران در منطقه و لبنان است، چون برای خرید مصالح ساختمانی ارزان به شوروی مسافرت کرد ، گفتند از دین خدا خارج و کافر شده و به کشور کمونیستی رفته است ، وقتی از یک بستنی فروشی مسیحی که حقش ضایع شده بود دفاع کرد؛ گفتند خلاف مشهور عمل کرده و مسیحی شده است.
آقای صدر با سعه صدر ستودنی ، همه اینها را بزرگوارانه تحمل می کرد و فقط متمرکز بر پی ریزی برنامه های وفاق محور و اصلاح گرایانه خویش در کشور لبنان و منطقه خاور میانه بود. او در پی دو دهه تلاش های طاقت فرسا و با سیاست مستقل « نه شرقی و نه غربی » توانست همه این نیروهای بالقوه در منطقه اعم از مردمی و حاکمیتی را برای اهداف و آرمان های خود متحد ، منسجم و همسو سازد و آنها را برای یک زندگی مسالمت آمیز و بدون جنگ و خونریزی آماده کند.
اما شبکه های مشترک جاسوسی و ایادی بلوک شرق و غرب احساس خطرجدی کردند و طی عملیات مشترک و در ظاهر به دست یک آدم نامیزان به نام قذافی او را در نهم شهریور 57 ، درست در اوج مبارزات مردم ایران به رهبری امام خمینی از صحنه سیاسی خاور میانه کنار زدند.
چون فعالیت های صلح آمیز مبتنی بر وفاق ، تعامل و گفتگوی امام صدر، منافی با منافع مشترک بلوک شرق و غرب بود؛ آنها به دنبال فروش سلاح های جنگی خود در منطقه بودند و سیاست های صلح آمیز صدر به درب کارخانه های اسلحه سازی آنها برای همیشه مُهر و مُوم می زد، آنها بخوبی می دانستند اگر بازوان پرتوان این مصلح بزرگ با مشت های گره خورده خمینی کبیر به هم بپیوندد به یقین برای هر دو بلوک شکننده خواهند شد. البته زمینه این فاجعه را کسانی به وجود آوردند که قبلا طی اتهامات واهی آقای صدر را ترور شخصیتی کردند؛ حتی ناپدید شدن ایشان را به خدا نسبت می دادند و می گقتند چون خلاف مشهور عمل می کرد خدا هم جانش را ستاند.
در آستانه چهل و ششمین سالگرد ناپدید شدن صدر، شاهد طرح شعار وفاق ملی، گفتگو و تعامل توسط رئیس جمهور، دکتر پزشکیان هستیم که مورد استقبال کم نظیر اقشار مختلف مردم و محافل حوزوی و دانشگاهی قرار گرفته است ، مرتب به سیره وفاقی و سیاست تعاملی امام موسی صدر مرور و فکر می کنم ، به یقین احیای این سیره ی زندگی بخش و عمل به آن به ضرر استکبار جهانی و محافل صهیونسیتی و به نفع نظام اسلامی و مردم ایران خواهد بود.
اما طبیعی است اگر دشمنان و بد خواهان شاهد اجرائی شدن و عینیت یافتن « وفاق ملی » در ایران اسلامی بشوند ، هرگز بی تفاوت نخواهند نشست، آنها به هر ترفندی چنگ خواهند زد، اگر شد با ترور شخصیتی کسانی که دم از وفاق و تعامل می زنند؛ اگر نشد به ترور فیزیکی روی خواهند آورد. امیدواریم با هوشیاری مردم و مسئولان در هر دو مرحله ناکام باشند.