به بهانه آغاز سال تحصیلی جدید؛ خاطرات سال اوّل معلّمی آقای سید امین رجبی موسوی مشعشعی
به بهانه آغاز سال تحصیلی جدید
خاطرات سال اوّل معلّمی آقای سید امین رجبی موسوی مشعشعی
مصاحبه کننده: احمد لطفی
معلم پیشکسوت و نسب شناس، سلاله السادات جناب آقای سیدامین رجبی موسوی مشعشعی، فرزند سیدابراهیم از بازنشستگان فرهنگی استان ایلام میباشد. وی شاعر و نویسنده و علاقهمند به متون تاریخی و علم انساب است. حدود 80 سال سن دارد و از شناخت کافی پیرامون بیشتر طوایف استان ایلام برخوردار است.
ایشان پس از فارغ التحصیلی از دانشسرای تربیت معلم اسلام آباد غرب (شاه آباد غرب) از توابع استان کرمانشاه، در سال تحصیلی 1341-1340 نخستین سال خدمتش را در دبستان امیرکبیر گلوزه به عنوان مدیر و آموزگار آغاز میکند.
دبستان امیرکبیر واقع در گلوزه در سال 1317 ه.ش در دوران رضاشاه پهلوی تاسیس شد که پس از مدتی وقفه به علت وقوع جنگ جهانی دوم در فرآیند آموزش، تا سال 1334-1333 تعطیل شد و از سال 1335-1334 به ترتیب زنده یادان ناصر رشنوادی، حبیبالله رشنوادی، هوشمند یعقوبی و آقای شنبه صیدی و شادروان عطاالله بختیاری که در سال 1340-1339 به مدت یک ماه در دبستان یاد شده خدمت نموده و به دبستان خیام دهلران منتقل شد که در نتیجه منجر به تعطیلی مدرسه گردید. در سال تحصیلی 1341-1340 آقای سید امین رجبی موسوی مشعشعی به عنوان مدیر و آموزگار به منطقه می رود تا کلاس های درس را برای دانش آموزان دایر نماید و به تعلیم و تربیت نوباوگان آن دیار نظم ببخشد.
آقای رجبی روزانه 2 مرتبه مسیر زرین آباد تا دبستان و بالعکس را به مدت 2 ساعت در روز در شیفت های صبح و عصر بنا به مسئولیت پذیری و رغبت به آموزش طی کرده و در مدت یک ماه در اتاقی از ساختمان بخشداری زرین آباد نیز به کار تدریس پرداختند.
تخته سیاه قدیمی و رنگ و رو رفته دوران رضا شاهی دبستان گلوزه را با تدبیری شایسته با سپیده تخم مرغ و دوده چراغ، رنگ و خشک کرد. این اقدام در جهت تسهیل در امر آموزش به شاگردانش انجام گرفت. دانش آموزان از نیمکت هایی از جنس چوب جنگلی استفاده می کردند که در طول دوران تحصیلی خود هرگز ندیده بودم.
از خاطرات جالب ایشان این است که اتاق مناسبی توسط آقای عیسی حیدری در جنب مغازه خود جهت سکونت در اختیار استاد قرار دادند. آنچه که حائز اهمیت است تدریس به دانش آموزانی بود که در سیاه چادر ها در دل کوهستان زندگی میکردند و غالباً نیز دامدار بودند. معلم جوان و شایسته قصهی ما گاه در گلوزه در همان محل دبستان بیتوته میکرد.
در گلوزه کسی زندگی نمی کرد چرا که مردم به پیشه دامداری اشتغال داشتند. در بخش زرین آباد، چندین خانوار زندگی می کردند، از جمله پیرمرد و پیر زنانی ساکن بودند که دانش آموزان با آنها زندگی کرده و روزهای پنجشنبه و جمعه به نزد والدین خود در کوهستان عزیمت میکردند.
شادروان سید ابراهیم رجبی موسوی مشعشعی پدر استاد سید امین، آن زمان که زمین های کشاورزی خود را در روستای امامزاده سیدناصرالدین(ع) شخم میکردند، در آن سال تحصیلی به مدت یک ماه میهمان فرزند خود در گلوزه بودند.
آقای رجبی موسوی مشعشعی معلمی با ابتکار عمل بود. با نی گچ پخته را قالب میزد و بدین روش گچ برای تحصیل دانشآموزان مهیا میکرد. در آن شبهای غریب گلوزه آموزگار جوان، گاه در دبستان امیرکبیر به تنهایی زندگی میکرد و شب هنگام را با صدای زوزه گرگ و شُغال به صبح میرساند.
وی در فصل زمستان به وسیله «ساج» محیط کلاس را گرم نگه میداشت. بدین گونه که آتش را در میان ساج قرار میداد تا به آرامی کلاس درسش گرم شده و مانع از بروز سرماخوردگی دانش آموزان شود.
در کنار پیشه معلمی، استاد گهگاهی با دعوت بزرگان زرینآباد، بخشدار و پرسنل پاسگاه شماره 66، درخصوص مشکلات منطقه بحث و تبادل نظر داشتند و این حشر و نشر، خود مقدمات تحقق اقدامات خوبی در منطقه را فراهم میساخت.
ایشان با استفاده از کاربُن و کاغذهای موجود وقت، با آموزش و پرورش ایلام مکاتبه مستمر داشتند. پستچیها با استفاده از قاطر و اسحله به دوش مرسولات دولتی را از ایلام به میمه، زرینآباد و دهلران میآوردند.
استاد سیدامین رجبی موسوی مشعشعی طی یک سال حضور در منطقه زرینآباد و در اولین تجربه معلمی خود، خدمات
ارزندهای را به مردم منطقه ارائه کردند. به گونهای که در باسواد کردن دانشآموزان در 5 کلاس آموزشی بسیار اثرگذار بودند.
امید است در ذیل عنایات پروردگار و توجهات امام عصر(عج) همواره موفق و مؤید باشند.
دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم
روشنی بخشم به جمعی و خود تنها بسوزم