آنچه «مستطیل قرمز» روی پرده نقرهای برد
آنچه «مستطیل قرمز» روی پرده نقرهای برد
نجمالدین موسینژاد- (روزنامه نگار، فعال فرهنگی و اجتماعی)
فیلم سینمایی مستطیل قرمز به کارگردانی برادران صیدخانی و با تهیه کنندگی علیرضا سجادپور روز جمعه 21 دیماه در سالن خلیج فارس باغ موزه دفاع مقدس رونمایی و اکران شد.
فیلمی که گوشههایی از آنچه در دوران هشت سال دفاع مقدس بر سر مردمان غرب کشور و به اصطلاح ساکنان مناطق نزدیک به «جبهه میانی» آمد را به نمایش گذاشت.
به دور از هر بحث و نقدی درخصوص فیلم باید معترف بود کاری که علیرضا سجادپور تهیه کننده با سابقه سینما انجام داد قابل ستایش است زیرا با دست خالی یک داستان تاریخی با شرایط ویژه ساخت.
بنای این مطلب بر آن نیست که به نقد فیلم پرداخته و وارد مسائل تخصصی و محتوایی گردد، گرچه به لحاظ نگاه و دیدگاه شخصی نگارنده، باید بیان داشت که نقدهای جدی و اساسی به این اثر همچون هر فیلم سینمایی دیگر وارد است، اما معتقدم نقدها را باید در جلسات نقد و بررسی فیلم و در فضای خاص آن بیان کرد .
این نوشتار توجه به نیمه پر لیوان است و آنچه بر روی پرده رفت پیامهای زیادی برای مردم و مسئولان فرهنگی و هنری داشت.
روز اکران فیلم شاهد هنرنمایی ویژه چهار تن از عوامل فیلم در کنار سایر هنرمندان و پیشکسوتان سینما که در مستطیل قرمز حضور داشتند بودیم.
این چهار نفر را میتوان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول که موسوم به گروه کارگردانی است و حسن و حسین صیدخانی هنرمندان جوان فیلمساز هستند .
هنرمندانی که روی صحنه اشکهایشان جاری شد و بغضشان ترکید. شاید این بغض، فوران صدها و هزاران بغضی بود که گلوی هنرمندان و جوانان زیادی در مناطق مختلف ایران را میفشارد. هنرمندانی که میخواهند با زبان هنر بگویند و نشان دهند اما یارای مقابله با شرایط سخت و غیرقابل تحمل تولید آثار در رشتههای گوناگون هنری را ندارند.
در خلال دیدن فیلم یاد جلسهای که حدود دوسال پیش توسط انجمن سینمای جوانان ایلام برگزار شد افتادم. کلام یکی از پیشکسوتان تئاتر استان به خاطرم آمد که در آن نشست میگفت ساختن فیلم سینمایی در ایلام تنها یک خیال است و به همه کسانی که در این مورد صحبت میکنند اعلام میکنم روزی از خواب بیدار خواهید شد و متوجه میشوید که این امر در ایلام غیرممکن است.
هنر اول برادران صیدخانی کارگردانی نیست، بلکه ساختن فیلم در شرایط بسیار سختی است که در طول ساخت فیلم با آنها مواجه بودهاند. هنر این دو جوان شکستن طلسم شومی است که شاید قبل از آنان افرادی تصمیم به انجام کار داشتهاند اما جرأت ورود به عرصه را نداشتهاند . باید پذیرفت که تولید فیلمی با این حجم کار در استان ایلام با شرایط خاص اقتصادی و مدیریتیاش کاری بسیار سخت و به اعتقاد برخی غیرممکن بود، اما روی پرده رفتن مستطیل قرمز آن را عملی ساخت. بر این اساس است که باید به تهیه کننده و کارگردانان اثر درود فرستاد و کار آنان را شایسته تقدیر دانست چرا که توانستند و شدن را معنا بخشیدند.
تلاش برای نشان دادن تنها چند نمونه از رخدادهای ناگواری که در آن هشت سال بر سر مردم آمد در قالب یک اثر سینمایی ستودنی است. صیدخانیها هنر خویش را در این عرصه بکار گرفته و توانستند تاریخ شفاهی دوران دفاع از وطن را مستند کنند.
گروه دوم بازیگران فیلم هستند. شاید در نگاه اول حضور بازیگران سرشناسی چون علی اوسیوند، اندیشه فولادوند و محمود مقامی یک بیننده عادی را ترغیب به وقت گذاشتن و نشستن پای فیلم کند اما هنرنمایی کم نظیر زوج عاشق فیلم، بار احساسی داستان را چنان بالا میبرد که گاهی مجذوب بازی این زوج در میان همه بازیگران میشوی. حسن مظلومی و عاطفه مرشدی که در نقش «سلمان و روژان» هنرآفرینی میکنند، توانمندی بازیگران ایلامی را به شکل زیبایی به رخ سینمای کشور میکشند. توان فوقالعاده مظلومی در برخی سکانسها مشهود بوده و نیازی به توضیح و تفسیر ندارد. سلمان عاشق، چنان در نقش خود محو شده که بیننده همراه همه آن غم و اندوه میشود و میتواند درک کند چنین اتفاقی چقدر میتواند دردناک باشد.
این دو بازیگر نشان دادهاند که اگر موقعیتی برای حضور در آثار فاخر و بزرگ داشته باشند از عهده نقشهای خود برآمده و هنرمندان شهرستانی و استانی به راحتی میتوانند در سطح یک بازیگر نامدار باشند.
قطعاً مستطیل قرمز میتواند آغاز راههای جدید تولید فیلم و سریال در حوزههای مختلف باشد. ورود استان ایلام به سینمای دفاع مقدس یکی از این راههاست که ادامه آن به عهده فعالان و مدیران فرهنگی و هنری استان و کشور است .
معرفی چهرههای مستعد و جوان به صنعت سینما راهی دیگر است که همت هنرمندان و استقبال تولیدکنندگان و کارگردانان لازمه ادامه آن است .