ایل سورهمیری از نگاه مورخان
ایل سورهمیری از نگاه مورخان
محقق: احمد لطفی مدرس دانشگاه پیام نور بدره
بخش اول -
مقدمه:
سخن گفتن و نگارش نقل قولهای سینه به سینه و تاریخ شفاهی هر قوم و قبیلهای بسیار دشوار است؛ زیرا اولاً باگذشت زمان و کم و زیاد کردن مطالب تاریخی و حوادث آن، از طرف راویان، اهل تاریخ ایراد میگیرند و تا حدودی اعتماد و اطمینان خوانندگان کاهش میپذیرد. ثانیاً با توجه به فقر فرهنگی و صعبالعبور بودن منطقه و وضعیت معیشتی ایلات غرب کشور خصوصاً ایلات استانهای ایلام و لرستان وکرمانشاه، مدارک کافی در اختیار محققان نبوده و قرائن و شواهد نوشته شده، توسط محققان و نویسندگان همجوار، حداقل گوشهای از حقیقت آشکار و هویدا میگردد. به همین خاطر برخی از ایلات و طوایف، در هالهای از ابهام فرو رفتهاند، که به اقتضای زمان و مکان و مهاجرتها وکوچهای اجباری و یا به دلخواه، تاریخ آنها نانوشته یا سطحی جلوه میکند در حالیکه برخی از ایلات که وارث تمدن ایران زمین هستند مدام در حال دفاع و مهاجرت در سرزمینهای امپراطوری بودهاند و زبان و لهجه و فامیلیهای و نامهای جدیدی به خود گرفتهاند، تا آنجا که از گذشته و تاریخ پیوستگی ایلی و اجتماعی خویش تا حدودی غافل ماندهاند و در قبایل و طوایف جدید هضم، و یا خودشان دارای تیرهها و نامگذاری جدید شدهاند.
یکی از ایلات باستانی در کشور ایران که با ایلات چهار ستون لرستان یعنی بیران و باجول و سلسله و دلفان و ایلات پنج ستون ایلام و سایر ایلات از جمله جلالوند وزردلان ویزهوند و عالیویه، یا عالیبیگی و شوهان و کلهر و ترهان وگراوند و جاف و بوربور و لروند و بالاوند و داجیوند و زنگنه و زینیوند و دیرکوند و جمیر وکاکاوند و شبانکاره و بختیاری و برخی از آذریها و سنگسرها و سرخهایها و سرخیهای فارس و شیراز و فسا و خوزستان و ...... بیارتباط نیست، ایل پراکندهی سرخهمهری یا سورهمیری میباشد، که در ازنای تاریخ دودمانها و تیرههای آن تغییر کرده است، و نامهای جدیدی به اقتضای شرایط و پیشامدهای تاریخی برای خود انتخاب کردهاند به طور مثال از زمانی که فرزندان شهمیر در ارکواز به دربار فتحعلیشاه راه پیدا میکنند با وجود این که موسی خمیس پهلوان و سردار ایرانی که از طایفهی گرزدینوند ایل سورهمیری به همراه سایر طوایف غرب کشور در نبرد با عثمانی به موفقیتهایی دست پیدا میکنند تمام ارکواز و حواشی آن و با توجه به قلعهای که در آن جا وجود دارد نام اکثر طوایف و زیر مجموعههای سورهمیری تبدیل به ملکشاهی میشوند. در حال حاضر تیرهی باولگ و خمیس و ... اصل و نسب آنها به ایل باستانی سورهمیری بر میگردد از طرفی نیز با وجود والیگری حسنخان که بر ایل سورهمیری و ریزهوند فشارهایی میآورد اکثر زیر مجموعههای این دو ایل نام طایفهی خود را تا حدودی عوض میکنند و به طور پراکنده و گمنام در دل ایلات و طوایفی دیگر جای میگیرند تا آن جا که نگارنده پیگیری کرده است برخی از سورهمهریها در منطقهی هلیلان و زردلان و درب گنبد شاهمحمد با نام طوایفی چون بالاوند، لروند و داجیوند، مستوفی، شیخ و متولی زندگی کردهاند و اکنون نیز در همان حوالی، و شهرهای کرمانشاه و ایلام و اسلامآباد غرب زندگی مینمایند. قبرستان سورهمهریهای هلیلان و زردلان در منطقه شاهبداغ قرار داشته است، همچنین سردار یارمحمدخان زردلانی معروف به یارمحمدخان کرمانشاهی از فعالان مشروطه بوده، که در طی سالهای1287 تا1289 خورشیدی در نبردهای سختی از جمله در محاصرهی تبریز به یاری ستارخان و باقرخان شتافته است این سردار بزرگوار از نسل پدری به سورهمهری و از نسل مادر به طایفهی بالاوند منتسب میشود که در واقع از نسل پدری و مادری به ایل باستانی سورهمهری ساسانی منتسب میگردد این شخصیت معروف در سال 1291 شمسی به دستور عبدالحسین میرزا فرمانفرما حاکم کرمانشاه و عامل حکومت مرکزی در کرمانشاه به قتل رسید،{و به فوز عظمای شهادت نایل گردید}، و آرامگاه وی در انبار ادارهی نقلیهی بهداری کرمانشاه واقع شده است.
( نقل از حسین کارمند و دانشنامه آزاد)
ایل سورهمیری بر اثر نبرد با قاجاریه و بعدها با حسنخان والی، مجبور به مهاجرت شدند و جماعتی از آنها به روستاهای بابا قاسم و وراینه و بییون (بیون) نهاوند و برخی روستاهای ملایر در قالب ذوالفقاری و سورمیلی و سهرانی، سهرابی و چهاردولی و یکسری فامیلیهای دیگر وجود دارند البته چهاردولیها اصالتاً از شیروان و چرداول به آنجا مهاجرت کرده و شعبهای از ایل ریزه وند هستند و یا شعبهای نیز به ترهان و الشتر و دلفان رفتند و در قالب آبادیهای مانند آدینه وند (آئینه ون) و سوران و سورهمهری در پشته تنگه سیآو اسکان یافتند برخی نیز در حواشی امامزاده بابا بزرگ تشکنی در میان شعباتی از اقوام دیرینه خود رفتند و برخی مانند طایفه اولاد قباد که نسل آنها به قباد ساسانی برمیگردد و ایتوند و آزادبخت و شاهیوند به عنوان مریدان بابابزرگ در ناحیهی کوهدشت و دلفان پراکنده شدند، همچنین این ایل با نجابت بطور اقلیت در روستاهای پران پرویز که نامش به دوران خسرو پرویز برمیگردد، و روستای سورهمهر و سرآب هاشمبگ و منطقه شیرز همه نشان از این ایل انقلابی و شیعه مسلک دارد. در الشتر روستاهای دهآقا و تملیه و کهریز و چم تکله و حواشی تپه گریرون و تمرسوری زندگی کرده و میکنند جماعتی به نام طایفه لشگری در الشتر و خرمآباد وجود دارند که اصالتاً سورهمیری هستند. لشگریهای سورهمیری بیشتر در بدنه قدرت سیاسی و نظامی، و سپاهیگری قبلاً فعالیت داشتهاند و به این نام مشهور شدهاند.گروهی از ایل سورهمیری در حواشی بدره به دو شعبه میشوند یک گروه از آنها به اندیمشک میروند و در بین سگوندهای خویشاوندشان، در روستای بابابهرام مهاجرت میکنند و گروه دیگر در حواشی کمالوند خرمآباد در بین سگوندهای ایمان آباد میروند آنها به خاطر خویشاوندی با حاج عالیخان سگوند، همگی نام فامیلی سگوند را بر میگزینند و در این چند سال اخیر برخی از این سورهمهریها فامیلی خود را عوض کردهاند؛ از جمله سعدی پدرام و برادرانش، که سعدی پدرام دفتر وکالت، در خرم آباد دارد و مجتبی پدرام در شرکت نفت و گاز ایلام مشغول به کار هستند.
آنچه که از اقوال سینه به سینه بر میآید سورهمیریهای پیشکوه و پشتکوه دو بار جبههبندی جدی سیاسی در چهار قرن اخیر داشتهاند، یکی زمان صفویه، ابتدا حمایت همه جانبه از دولت صفوی دارند، ولی از زمانی که سپاه قزلباش دست به غارت و کشتار و جرم میزند سورهمیریها واکنش نشان میدهند و سر فرصت به یاری آخرین اتابکان لر یعنی شاهوردیخان میروند، و با سایر قیام کنندگان ضرباتی به لشکر و سپاه صفوی وارد میکنند، خصوصاً زمانی که دریافتند عدهای از آنها قوانین شرع مقدس را رعایت نمیکنند و به نام تشییع خطاها و نواقصی دارند، به همین خاطر در آخرین نبرد، که در قلعه چنگوله واقع شد سپاه صفوی آنها را شکست میدهد، و خیلی از آن شورشیان مبارز، به عراق میروند تا آنجا که دانشنامه آزاد یا ویکیپیدیای عربی قدمت طایفه و عشیره آنها را چهارصد سال نوشته است (نقل از سید جبار خشن)
ادامه دارد...