گفت و گو با علی شادمان، برنده جایزه مخصوص بهترین بازیگر نوجوان جهان

محمد علی شادمان، بازیگر14 ساله ایلامی و بهترین بازیگر نوجوان جهان درسال 88 است. وی  بازیگری را از نقش آفرینی در فیلم "میم، مثل مادر" آغازکرد. سپس در فیلم های "صد سال به این سال ها" ،"کلانتری غیر انتفاعی"،"زمانی برای دوست داشتن" و "سرزمین کهن" به ایفای نقش پرداخت. به سبب نقش آفرینی موفق  در "سرزمین کهن" برای حضور در جشنواره بین المللی سئول از وی دعوت به عمل آمده و پاییزامسال به کشور کره جنوبی خواهد رفت. به بهانه این رخداد و درآستانه روز سینما با وی به گفت و گو نشستیم که در پیش می آید:  

گفت و گو:مهین داوری

 * محمدعلی  شادمان! اهل کجایید  و چند سال دارید؟

 ایلامی هستم و چهارده سال دارم.

 *  "میم، مثل مادر" چه مفهومی را به شما القاء می کند ؟

 - عشق و علاقه مادران نسبت به فرزندان خود، مادری که حتی در بدترین شرایط جسمی برای فرزندش ایثار می کند.

 * شخصیت سعید در" میم، مثل مادر" را چه نوع شخصیتی می دانید؟ و این شخصیت چه حسی را در شما بیدار می کند؟

 - حس خودباوری و خودسازی فردی . در این فیلم سعیدی را می بینم که با اینکه معلول شیمیایی است با حفظ اعتماد به نفس، مقاطع تحصیلی خود را با کسب مدارج بالا پشت سر می گذارد و در عرصه ی هنر نیز، با تلاش  فراوان، سعی می کند بدون در نظر گرفتن شرایط جسمیش، خود خودش را به جامعه  معرفی کند.

 *آسیب و بیماری سعید نوعی را در" میم، مثل مادر" که ناشی از عوارض جنگ و سلاح های شیمیایی است چطور تفسیر می کنید؟ به زبان ساده تر این آسیب و عارضه که به نوعی زاده ی عوارض جنگ است چه حسی را در شما ایجاد می کند؟ شخصیت سپیده ی شیمیایی شده توسط ماسک های جا به جا شده را نیز تفسیر کنید.

-  به جا ماندن عوارض شیمیایی در سعید، نشان دهنده ی این واقعیت است که  با وجود اتمام جنگ، امروزه عوارض آن  خیلی ها را به  قربانی می گیرد. چه کسانی که مستقیم در صحنه حاضر شدند و چه فرزندان اهل جبهه آن دوران، به نوعی نسل سوخته محسوب می شوند.

 *تفسیرت از رفتار پدران سعید نوعی را بیان کنید؟

 - افراد خودخواهی که شهرت و شغل خود را مقدم بر مهر و عواطف انسانی می دانند. اینان حتی در این راه، به راحتی حاضر به از دست دادن خانواده نیز هستند.

 * کودک سینمای ایران، باید چه مراحلی را طی کرده باشد که به چهره ای مشهور تبدیل شود؟

 -  اولین و اساسی ترین گام در بازیگر شدن، فراموش کردن معروفیت است چون این فکر مثل آفت، محصول را از بین می برد.به نظرم بازیگری عشق است و زمانی به وجود می آید که صادقانه برای رسیدن به آن قدم برداشته شود. در این صورت است که به دنبال آن، معروفیت هم خود به خود به وجود می آید.

 *به نظر شما عوامل اجتماعی و محیطی تا چه اندازه در بازیگر شدن یک فرد عادی، اما علاقه مند به فیلم و سینما تاثیر می گذارند؟

- من خودم به شخصه با تشویق پدر و مادرم به اینجا و این سطح از بازیگری رسیده ام و هرگز عوامل اجتماعی و فرهنگی مشوق من در این زمینه نبوده اند. منظورم دوستان و اقوام که همیشه مرا مورد لطف قرار می دهند نیست، بلکه گله ام از مسئولین و عوامل فرهنگی استان است.

 * زادگاه علی؛ نقشی در بازیگر شدن و یا مشهور شدنش دارد؟

 - خیر به هیچ وجه- زادگاهم علی شادمان های زیادی دارد که استعدادیابی نشده اند و کسی نیز در این زمینه قدمی برنمی دارد . انتخاب من یک اتفاق بود.

 * پیشنهاد یک کارگردان جهت پذیرش یک نقش جدید را مستقیماً خود می شنوید و یا به واسطه ی دیگری؟ در این مواقع چه حسی در شما ایجاد می شود و آیا همان لحظه پاسخ قطعی می دهید یا نه؟

 -  معمولاً رسم بر این است که دستیار کارگردان تماس می گیرد.  بیشتر با خودم و در برخی موارد هم با پدرم تماس گرفته می شود. اصلاً پاسخ سریع در این مورد امکان ندارد، چون باید قبل از هر چیز، فیلم نامه را بخوانم اگر مورد نظرم باشد قبول می کنم و در غیر اینصورت جواب رد می دهم.

 * در انتخاب پیشنهاد نقش جدید، چه مدت زمان نیاز دارید و در حلاجی کردن این نقش، چه آیتمی هایی را مد نظر دارید ؟

 - به شخصه زمانی نقشی را می پذیرم که بتوانم با دیالوگ های آن ارتباط برقرار کنم. منظورم این نیست که توانایی هر نقشی را نداشته باشم. ولی برای حلاجی کردن نقش در خودم و هماهنگ کردن فیلم نامه با زندگی روزمره ام، به چند روز وقت احتیاج دارم. چون سعی می کنم که همه چیز طبیعی باشد.

 * دو احساس خنده و گریه را چگونه به طور طبیعی اجراء می کنید؟

   - بازیگری کاری متنوع است. گرفتن پلان خنده آسان تر است چون حس خنده، راحت تر ایجاد می شود و پلان بعدی اگر گریه باشد کار کمی سخت خواهد شد. ابتدا باید بغض گریه را ایجاد کرد تا به راحتی اشک از چشم جاری شود.

 * آیا هیچ شده که در هنگام بازیگری و ضبط  یک سکانس، به ناگاه از نقشت فاصله بگیری و با آن احساس بیگانگی کنی ؟

 - به ندرت اتفاق می افتد؛ چون وقتی که با نقش ارتباط برقرار کنی دور شدن از آن سخت خواهد شد.

 * وقتی با پیشنهاد یک نقش مواجه می شوید در اولین برخورد، فکر می کنید که کارگردان با چه انگیزه ای به سراغ تو آمده است؟

-  فکر می کنم به خاطر نزدیک بودن کاراکتر من به شخصیت فیلم نامه است.

 * بازیگر شدنت چه تاثیری بر نوع ارتباط شما با هم سن و سال هایت گذاشته است؟

 -  خیلی موثر بوده و هست، چون وقتی می توانم به راحتی با عوامل صحنه که سن آنها بالای 20 سال است ارتباط برقرار کنم، قطعاً بهتر می توانم حرف بچه های هم سن و سال خودم را  درک کنم وبفهمم .

 * گاه شاید پیش آمده که از گفتن یک دیالوگ و یا اجرای یک سکانس احساس خوبی نداشته باشید و یا اصلاً دوست داری که آن سکانس یا آن دیالوگ در متن فیلمنامه نیامده باشد، در این مواقع چه کار می کنی؟

 - من قبل از اجرای هر سکانس با کارگردان صحبت می کنم و دیالوگ های خودم را تغییر می دهم.

 * ---هنر بازیگری چه تاًثیری بر تحصیل شما گذاشته است؟ مثلا تاثیر بازیگری بر دروس محاسبه ای و ریاضی و یا محفوظات ؟

 -می شود  گفت که به نحوی بر هر دو تاثیر می گذارد ، چرا که باید محاسبه دقیقی برای زمانت داشته باشید و از دیگر سو، بیشتر بر محفوظاتم اثر گذاشته است  چرا که حفظ کردن دیالوگ ها و تکرار آنها، خودش تقویت حافظه است.

 * یک فیلم خوب، تلفیقی از تصویر خوب و موسیقی خوب است موسیقی فیلم چه تاثیری بر نحوه ی ایفای نقش شما در سکانس های فیلم داشته است؟

 - موسیقی خوب در یک فیلم ترمیم کننده و کامل کننده می باشد. اما برای بیننده نه برای بازیگر .چون سرصحنه موسیقی شنیده نمی شود. در واقع ما دو نوع فیلم داریم رئال (طبیعی) و کلاسیک. که در فیلم رئال، موسیقی زیاد نقش ندارد اما در فیلم هایی مانند " میم مثل مادر" موسیقی، موثر بر روح و جسم بیننده بود.

 * چطور به جشنواره ی سینه کید آمستردام در سال 1388 راه یافتید؟ در آنجا برخورد هنرمندان و مخاطبان ایرانی و جهانی با تو چگونه بود؟

 -  من برای فیلم  " زمانی برای دوست داشتن" به جشنواره راه یافتم و در آنجا با استقبال پر از مهر و محبت مردم رو به رو شدم و در این جشنواره موفق به کسب  جایزه مخصوص بهترین بازیگر نوجوان جهان شدم.

 *سامان مقدم کی و با چه انگیزه ای  بازی در فیلم "صد سال به این سال ها" را به شما پیشنهاد داد و چه مدت فیلمبرداری این فیلم طول کشید؟

 - آقای سامان مقدم فکر کنم به خاطر نزدیک بودن چهره و نحوه ی بازی ام، بازی در "صدسال به این سال ها"را به من پیشنهاد داد که  فیلم برداری این کار،  بیشتر از 2 ماه طول کشید.

 * چرا این فیلم از سال 86 تا کنون جز یک نمایش خصوصی آن هم در جشنواره ی فجر امسال تا کنون به اکران عمومی در نیامده است؟ آیا شرایط و بستر اکران عمومی این فیلم فراهم است؟

-  واقعیت این است  که باید جواب این سوال را از مسئولین امر ( یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) پرسید، ولی سیاسی بودن فیلم را علت  عدم اکران اعلام کرده اند.

 *از "سرزمین کهن" بگویید؛ چه مدت فیلم برداری آن طول کشید و چرا تا کنون به نمایش در نیامده است؟

-  مدت فیلم برداری آن حدود 18 ماه طول کشید. این فیلم از سه فاز تشکیل شده است  که من در فاز یک این فیلم، به ایفای نقش پرداختم. یعنی حدود 22 قسمت فاز یک، کامل شده اما تا فاز دوم تمام نشود  فکر نکنم امکان پخش فیلم فراهم شود. شاید تا مهر ماه سال 90 طول بکشد.

 * از نوع ارتباط خودت با پدر و مادر و خواهرت بگویید؟ و این نوع ارتباط چه نوع نقشی در پذیرش و نحوه ی ارتباط تو با پدر و مادرو خواهر فیلم هایت داشته است؟

-  من قبلاً هم گفتم خیلی به پدر و مادرم مدیون هستم، چون با صبر و حوصله یاری ام دادند و باید بگویم  که من از نعمت  داشتن خانواده ای  صمیمی و سرشار از عشق و علاقه برخوردارم و همواره  سعی می کنم که این ارتباط صمیمی را با پدر و مادر درون فیلم هم داشته باشم. ارتباطم با خواهرم عالی است و همدیگر را خیلی دوست داریم.

 * قبل ازآغاز فیلم برداری یک فیلم، برای اینکه بتوانی به خوبی نقشی را ایفاء کنی چیکار می کنی و با چه ادبیاتی  و از چه کسی کمک می گیری؟

- همیشه باید حسی را در قلب خود ایجاد کرد که خیلی با آن احساس  نزدیکی  کنی، یعنی غیرطبیعی نباشد . که این حس را با تمرکز ، به راحتی می توان در خود ایجاد کرد . من همیشه با کمک توضیح کارگردان در رابطه با نقشم  در هر سکانس ،این  حس را در خودم به وجود می آورم و در مواردی هم در منزل، از پدرم کمک می گیرم.

 * وقتی  فیلمی به دلایلی نمایش آن ممنوع و یا با تاخیر به اکران می رود در این حالت، بر بازیگر چه حسی غلبه می کند؟

- طبیعتاً هر کسی دوست دارد به نحوی نتیجه ی زحمت خودش را در اجتماع لمس کند و نظرات مردم را در رابطه با نقشش در فلم بشنود و این یک ارزیابی محسوب می شود. اما تاخیر یا عدم اکران، حس ناخوشایندی است که باید مسئولین این مساله را بیشتر مدنظر داشته باشند.

 * پس از اتمام فیلم برداری چه چیز و چه جمله ای در ذهن و بر زبانت مجسم و جاری می شود؟

-  پس از پایان هر فیلم هم احساس شادی می کنم شادی  از اینکه فیلم را به خوبی توانستم تمام کنم و و از دیگر سو، برای مجموعه ای که مدتی را مثل اعضای یک خانواده با هم گذراندیم دلتنگ می شوم.  من آن لحظه، همیشه این جمله را  می گویم :" همگی خسته نباشید – به امید دیدار"

 *اولین باری که خودت بازی کردنت را در فیلم به تماشا می نشینی چه احساسی در شما آشکار می شود؟

-  خیلی خوشحال می شوم و سعی دارم نکات ضعف و قوت خودم را اصلاح و تقویت کنم واستحکام بخشی نقاط قوتم را، بیشتر مد نظر قرار می دهمشی ظه اس  در صدسال به این سال ها .

 *آیا روزی فکر می کردید بازیگر شوید؟

-  نه، اصلاً جدی به این مساله  نظر قرار می دهمفکر نکرده بودم.

 *بازیگری، یک نوع بازی جدی در مقابل دوربین است این موضوع در زندگی شخصی، بر روی نحوه ی بازی کردن و بچگی کردنتان تاًثیر گذاشته است ؟

- معمولاً تا چند ماه بعد از پایان فیلم برداری به صورت عجیبی تحت تاثیر نقش قرار می گیرم و این کاملاً طبیعی است. ولی من همیشه از بازی کردن در زندگی شخصی و واقعی آدم ها متنفرم و با همکاری و همیاری پدر و مادرمهربانم ، سریع به حالت اولیه خودم بر می گردم به هر حال، بازیگری بر بازی کردن و بچگی هایم تاثیر می گذارد.

 * همیشه دوربین از شما فیلم و عکس می گیرد شما که به رشته عکاسی علاقه مندید دوست دارید بیشتر از چه زاویه و با چه نگاهی، دنیا را به تصویر بکشید؟

- دوست دارم دنیا را با زیبا یی هایش و از زاویه دوستی، حقیقت، مهر، عاطفه و دور از کینه و ریا ببینم و تلاشم این است که با همین زاویه دید، دنیا را به تصویر بکشم.

 * آخرین اتفاق یا موفقیت سینمایی که به آن دست یافته اید یا در حال رسیدن به آن هستید؟

- آخرین اتفاق، ایفای نقشم در "سرزمین کهن" می دانم که به خاطر نقش آفرینی در آن ،  از من برای حضور جشنواره بین المللی سئول در کره جنوبی دعوت به عمل آمد ه است و پاییز امسال به آن جا خواهم رفت.

 *از سختی ها،خاطرات و شیرین های بازیگری ات تعریف کنید؟

- واقعیت این است که بازیگری از مشاغل سخت محسوب می شود. تکرار یک پلان در شرایط نامساعد ، کار کردن طاقت فرسا  در برف و سرما، یا گرمای  سوزناک تابستان اگر با چاشنی صمیمت بین اعضای گروه و کارگردان همراه نباشد کار دشوار تر خواهد بود. همدلی و صمیمیت گروه، از سختی ها هم، خاطره می آفریند و این واقعیتی دلچسب و شیرین است.

 * رنگ بچگی و باز ی های کودکانه ی علی شادمان، چه رنگی است؟

-  سبز – سبز

 * فکر می کنم آبی و زرد از رنگ های مورد علاقه ات هستند، این علاقه دلیل خاصی دارد؟

-  من همیشه آبی آسمان یا ابرهای سفید کومولوسی را دوست دارم به من  نشاط می دهند  و رنگ زرد برایم آرامش بخش است.

 *خنده ها و گریه هایتان چه رنگی است؟

-  خنده های من به رنگ طراوت سبز و برگ درختان و گریه هایم به رنگ آب است.

 *زیباترین و چشم نوازترین سوژه عکاسی به نظر شما چه سوژه ای است؟

 -  سوژه ای که دل های  آرام را تلطیف کند، حال آن سوژه ممکن است طبیعت باشد  و از طراوت و سرسبزی گل و گیاه حکایت کند و یا سوژه های اجتماعی باشد.

 *مرحوم رسول ملاقلی پور:

 - من همیشه زبانم قاصر از بیان خوبی های عمو رسول بوده و هست. اما در یک  جمله " یک انسان به تمام معنا واقعی و دور از ریا و کینه و آدمی  رک و اجتماعی و با شخصیت و با وقار، که  این ویژگی ها خاص عمو رسول بود و همیشه من و سینمای ایران، دلتنگ شخصیت بی بدیل و بی نظیر عمو رسول خواهیم بود.

 *"زمانی برای دوست داشتن":

 - همان طور که از اسمش پیداست، هر زمانی را برای دوست داشتن باید غنیمت دانست و من این فیلم را نه فقط به خاطر نقشم، بلکه به خاطر پیام " دوست داشتن و دیگر خواهی اش " و  انتقال این حس به درونم،از جان و دل دوست دارم و برایم محترم و عزیز است، بازی در این فیلم، شعر" بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند" را باور ذهن و وجودم ساخت. مگر نه این است همواره، تنها آثار هنری با پیام انساندوستانه و اجتماعی، جهانی و ماندگار خواهند شد…